![]() |
![]() |
|
| در موردمسائل روز جهان وایران همراه با احادیث وپندهای بزرگان قلم واندیشه,شعر سرگر |
|
اَلسلامُ عَلَيكَ اَيهُاَ العَبدُ الصَالحِ المطيعُ للهِ وَلِرَسُولِهِ وَ لاَميرِالمومنينَ وَالحَسَنِ وَ الحُسينِ صَلَى اللهُ عَلَيهِم وَسَلَمَ اَلسلامُ عَلَيكَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاَتُه
قال الحسین علیهالسلام لولید بن عقبه:
«انّا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح اللّه و بنا ختم اللّه. و یزید رجل فاسق، شارب الخمر، قاتل النفس المحرمة، معلن بالفسق و مثلی لایبایع بمثله». امام حسین ع به ولیدبن عقبه فرمودند : ما اهل بیت نبوت و معدن رسالت هستیم و محل امد و شد ملائکه هستم ..توسط ما خداوند شروع میکند و توسط ما ختم میکند و یزید مردی فاسق و شارب خمر و قاتل است و اعلان به گناه و فسق است و کسی مانند من با فردی مانند یزید بیعت نمی کند ! الا وان الدعى بن الدعى قد ركز بنين اثنتين ، بين السلة و الذلة ، و هيهات منا الذلة ، ياءبى الله لنا ذلك و رسوله و المومنون ، وحجور طابت و طهرت ، و اتوب حمية ، و نفوس ابية ، من ان نؤ ثر طاعة اللئام على مصارع الكرام ، الا وانى زاخف بهذه الاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر . ((آگاه باشيد! كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه مرا در بين دو راهى شمشير و ذلت قرار داده است ما كجا و ذلت كجا چرا كه خدا و پيامبرش و مومنان از ذلت پذيرى ما ابا دارند و دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران ، روا نمى دارند، كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كرام و نيك منشان مقدم بداريم . آگاه باشيد! كه من با اين گروه كم و با قلت ياران و عقب نشينى كنندگان ، براى جهاد آماده ام )). ![]() قال الامام الحسین(ع)
اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لامفسدا و لاظالما انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي و اريد ان امر با لمعروف و انهي عن المنكر
امام حسین (ع)میفرماید
من به عنوان فساد و عياشي و طغيان و ستم خروج نکردم، بلکه خروج کردم تا در امت جدم اصلاح کنم و طبق سنت جدم رسول خدا(ص) و امر به معروف و نهي از منکر است حرکت کنم.
I am not rising as an insolent or arrogant person, or a mischief monger or tyrant. I've risen as I seek to reform the Ummah of my grandfather. I wish to bid the good and forbid the evil
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا EVERY DAY IS ASHORA , EVERY LAND IS KARBALA
Brothers and sisters,
Ashura is not just an event that we remember every year.It's a school that teach us a new lesson every year
Imam Hazrat Ali (A.S) introduced Hazrat Abbas (A.S) by saying, "He is Abbas (A.S) , The Moon of the Hashimi family (P.B.U.H) ,Qamar-e-Bani Hashim (P.B.U.H) "
------------------- Imam Zain-ul-Abedeen (A.S) said: "Allah may have mercy upon my uncle (عمه), Hazrat Abbas (A.S). He preferred his brother (Imam Hussain A.S) to himself, did well, and sacrificed himself for his brother until he lost his two hands for sake of such, thus, Allah, instead of his two hands, gave him two wings with which he fly with the angels in Paradise, just like Jafar ibn Abi-Talib (A.S). In the sight of Allah the Blessed the Exalted, Hazrat Abbas (A.S) enjoys a peculiar rank for which all the shaheeds will hope if they had its like on the day of Resurrection. --------------------------------------------------------- Imam Jafer Sadiq (A.S) said: "My uncle (عمه) Hazrat Abbas (A.S) was clear-sighted, steadfastly faithful, He fought with enemies for sake of Imam Hussain (A.S), did very well, and was martyred." ---------------- Imam-e-Zamana (A.S) said: "Salaam be upon Abul-Fazl al-Abbas (A.S) , Son of Ameer-ul-Momineeen (A.S).He preferred his brother to himself, supplied himself with today for tomorrow, sacrificed himself for his brother, protected him, hurried for fetching him water, and his two hands were cut (for such)." Allah curse his killers; Yazid ibn ar-Raqqad(Maloon) and Hukaim ibn al-Tuffail al-Taee (Maloon چه بسا تعلقات دنيوي، دنياطلبي و مالدوستي سرمنشأ و مايه همه فتنه ها و لغزشهاست. بسياري از انسانها که به انحراف و لغزش کشانده شده اند يا به وظيفه خود عمل نکرده اند در واقع دنيا بوده که آنان را به سوي خود کشانده است و به لغزش و خطا وادار نموده است. اين دنياطلبي بود که افرادي چون ابن زياد و عمرسعد را به جنگ با امام حسين(ع) واداشت، ضربه خوردگان سياسي زمان حضرت علي(ع)، نيرو به سوي کوفه گسيل داشتند، دلباختگان جاه و مقام و حکومت ري و شيفتگان جوايز امير کوفه، دست خود به خون حسين بن علي(ع) آغشتند، حتي آنان که اسب بر بدن امام تاختند، پيش ابن زياد رفتند و به خاطر اين جنايت، درخواست جايزه کردند. ياران امام حسين(ع) چون دلباخته دنيا نبودند به راحتي حاضر شدند در راه دين فدا شوند. در اين راستا حضرت سيدالشهدا(ع) نيز مردم را فرزندان دنيا خواند و اينکه دين تنها بر زبان آنان جاري است و هنگام خطر، در پي دنياي خود مي روند: الناس عبيدالدنيا و الدين لعق علي السنتهم يحوطونه ما درت معايشهم(1) و همچنين در خطبه اي ديگر در صبح عاشورا خطاب به دشمن فرمود که دنيا فريبتان ندهد: فلاتغرنکم هذه الدنيا، فانها تقطع رجاء من رکن اليها(۲) اين دنيا فريبتان ندهد، چرا که هرکس به آن تکيه کند مأيوس مي شود و اميدش قطع مي گردد. (1) - مقتل الحسين(ع)، مقرم، ص297. (2) - موسوعه کلمات الامام الحسين(ع)، ص373 |
|
+ نوشته شده در
14 Dec 2009ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط سید جعفر موسوی صفوی |
|
|
۱.غرب زدگی و غرب گرایی و به تبع آن آزاد سازی جامعه از استبداد و سکولار کردن جامعه و حکومت؛ 2) اسلامگرایی سنتی و مخالفت با مظاهر مدرنیته و تمدن غربی و در نتیجه همسویی با استبداد و 3) نوگرایی اسلامی که در پی نسبت سنجی، تطبیق و تبیین باورها و اندیشههای غربی با اندیشههای اسلامی بود.
نوری و مسئله آزادی
|
|
+ نوشته شده در
16 Nov 2009ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط سید جعفر موسوی صفوی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم تشريع حج مهدي قاسم خاني
مقدمه الحمدلله الذي جعل العرش مطافا للملائكه الحافين و البيت المعمور في السماء مثالا للزائرين و جعل الكعبه في الارض مثالا لهما للطائفين و العاكفين وصلي الله علي جميع الانبياء والمرسلين والائمه الهداه المهديين الذين هم خير الحاج و المعتمرين. حمد و سپاس خداوندي را كه عرش را براي ملائكه محل طواف قرار داد با پاي برهنه و بيت المعمور را در آسمان مثل قرار داد براي زائرين و قرار داد كعبه را در زمين مثال براي زائرين و طواف كنندگان و عبادت كنندگان و صلوات خدا بر تمامي انبياء الهي و فرستادگان و ائمه علهيم السلام كه هدايت كننده و هدايت شده هستند و ائمه عليهم السلام كساني هستند كه بهترين حج كنندگان و عمر گذار هستند. معبود من اگر توشه ام در سفر به سوي تو اندك است ولي گمان من با توكل بر تو بسي نيكوست، و اگر جرمم مرا از عقوبتت به هراس آورده اما اميدواريم، رهايي از كيفرت را نويد داده است، و اگر گناهم مرا در معرض عقابت قرار داده ولي حسن اعتمادم بر تو فرياد پاداش تو را در وجودم بر مي كشد، و اگر غفلتم مرا از آمادگي براي ديدارت درخواب فرو برده اما معرفت به آقايي و مهرباني هايت مرا بيداري بخشيده است و اگر رابطه ام با تو به سبب زيادي گناهان و سركشي، تيره گرديده، اما بخشش و خشنوديت آرامش خاطرم مي بخشد. خداي من از تو در خواست مي كنم به پرتوافشاني رويت و انوار مقام قدست و التماس مي كنم به درگاه تو به عنايات مهربانه ات و خوبي هاي همراه با محبتت كه گمانم را بر كرم هاي هميشگي ات و نعمت هاي زيبايت تحقق بخشي تا به تو تقرب يا بم و نزدت باريايم و از مشاهده ات نيك بهره مند گردم.
قال الله تعالي في كتابه الكريم : و اذن في الناس با لحج يا توك رجالا و علي كل ضامر ياتين من كل فج عميق( 1 )و مردم را دعوت عمومي به حج كن تا پياده و سواره بر مركب هاي لاغر از هر راه (به سوي خانه خدا) بيابند. و ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركا و هدي للعالمين فيه آيات بينات مقام ابراهيم و من دخله كان آمنا ولله علي الناس حج البيت من الستطاع اليه سبيلا و من كفرفان الله غني عن العالمين.(2) هما نا اولين خانه اي كه در روي زمين براي مردم قرارداده شد كه پربركت و برا ي هدايت است همان است كه در مكه است، در آن نشانه هاي روشن است (از جمله) مقام ابراهيم، و هركس داخل آن شود در امان خوهد بود و براي خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايي رفتن به سوي آن دارند، و هر كس كفر بورزد ( و حج را ترك كنند به خود زيان رسانيده) خداوند از همه جهانيان بي نيازاست. دراين دو آيه شريفه خداوند مردم را به حج دعوت مي كند، حجي كه آقا امام صادق عليه السلام مي فرمايند: حج كننده و به جا آورنده عمره ميهمانان خدا هستند اگر چيزي از او طلب كنند، بدانها ارزاني مي دارد و اگر او را بخوانند پاسخشان گويد و اگر شفاعت كنند شفاعتشان را مي پذيرد، و اگر سكوت كنند (چيزي نخواهند) خود بدان ها عطا ميفرمايد و در عوض هردرهم، هزارهزار درهم پاداش داده مي شوند. خداوند تبارك و تعالي را شاكرم كه توفيق داد ساعاتي را درروايات و تفاسير جستجو كنم و اصل تشريع حج را براي خود و خوانندگان گرامي روشن كنم. دراين چند صفحه از تفاسير و نظرات فقهي تعدادي از فقهاء كه در ذيل آيه (ولله علي الناس حج البيت من الستطاع اليه سبيلا) نظر داده اند استفاده شده است. از تعدادي روايات هم كه دال بر وجوب حج دارند بهره ايي گرفته ايم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 - حج آيه 27. 2 - آل عمران آيه 96-67. تفاسير تفسير الميزان وقال العلامه: ولله علي الناس حج البيت من الستطاع اليه سبيلا و من كفر فان الله غني عن العالمين.(آل عمران:97) جناب علامه طباطبائي مي فرمايند : كلمه حج بكسره حا (البته بفتحه نيز قرائت شده) در اصل به معناي قصد بوده است و سپس در قصد زيارت بيت اختصاص يافته، به طريق مخصوصي كه شرع آن را بيان كرده است و كلمه سبيلا تميزي است ازجمله استطاع و اين آيه متضمن تشريع حج است البته نه تشريع ابتدايي و بي سابقه بلكه تشريع امضايي نسبت به تشريع قبلي ابراهيم عليه السلام. و در كافي از امام صادق عليه السلام روايت آورده در تفسير آيه ولله علي الناس حج البيت ... فرموده حج و عمره هر دو است چون هر دو واجب است. و در تفسير عياشي از امام صادق عليه السلام روايت آورده كه جمله و من كفر را به و من ترك (كسي كه حج را ترك كند تفسير كرده است.(تفسير عياشي ج 1 ص 192). كفر هم مانند ايمان داراي مراتبي است و منظور ازكفر در اين آيه كفر به فروع دين است. و در كافي از علي بن جعفر، از برادرش موسي بن جعفر روايت كرده كه در حديثي راوي گفت : ازآن جناب پرسيدم: پس اگر كسي از ما مسلمانان حج نكند كافر مي شود؟ فرمود: نه وليكن اگر كسي بگويد: مراسم حج اينطور نيست كافر شده است. (فروع كافي ج 4 ص 265).(1) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 - ترجمه الميزان :ج3،از ص 550 الي 554.
تفسير جوامع الجامع ولله علي الناس حج البيت دلات مي كند بر اين كه انجام حج حق واجب خداوند بر مردم است و اين تكليف از عهده آنان ساقط نمي شود. سپس به منظور توضيح ابهام و تفصيل اجمالي كه در جمله قبل وجود دارد جمله من الستطاع اليه سبيلا بدل آروده شده است آن گاه به جاي اين كه گفته شود : ومن لم يحج به خاطر سخت گرفتن بر كساني كه حج را ترك مي كنند فرموده است و من كفر (كه ترك كننده حج را كافر دانسته) چنان كه در حديث آمده است: هر كس عمدا نماز را ترك كند كافر است سپس فرموده فان الله غني عن العالمين و نفرموده غني عن الحج تا اين تعبير (ان الله غني عن العالمين) كه به معناي استغناي كامل خداونداست دلالت بيشتري بر خشم و غضب خداوند داشته باشد، خشمي كه از آن تعبير به استغنا شده است و در خبر است كه : اگر مردم عمل حج را (حتي) براي يك سال ترك كنند خداوند به آنان مهلت نخواهد داد.(1) تفسير مجمع البيان ولله علي الناس حج البيت من الستطاع اليه سبيلا يعني براي خداست بگردن كسي كه استطاعت راه يافتن بكعبه رادارد حج بيت كند يعني مي تواند با نفس يا مال خود به آن را هي پيدا كند. در باره استطاعت اقوالي است: 1- زا و راحله است(از ابن عباس) 2- آنچه امكان رفتن به حج مي دهد به هر وجه كه ممكن باشد (از حسن) 3- ازائمه ما عليهم السلام روايت است كه استطاعت زاد و راحله و نفقه زير دستاني است كه نفقه آنها بر گردن انسان لازم است و نيز پس از بازگشت وسيله اداره زندگي مثل ثروت يا ملك يا شغلي داشته باشد و بعلاوه قدرت بدني و عدم مانع در راه نيز شرط است. و من كفر : يعني هر كس انكار كند و جوب حج را (ازابن عباس و حسن) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 - ترجمه جوامع الجامع: ج 1، ص458و459. تفسير آسان واژه حج در اصل به معني قصد است و به همين جهت به جاده و راه محجه (بروزن مرده) گفته مي شود زيرا انسان به مقصد مي رساند و به دليل و برهان حجيت مي گويند زيرا مقصود رادر بحث روشن مي سازد. و اما اينكه اين مراسم مخصوص را حج ناميده اند برا اين است كه به هنگام حركت براي شركت در اين مراسم (قصد زيارت خانه خدا) ميكنند و به همين دليل در آيه فوق اضافه به بيت (خانه كعبه) شده است. آنچه در باره استطاعت حج كه آيه مورد بحث به آن اشاره فرموده و از امامان مذهب مقدس ما روايتي شده اين است كه اگر انسان واجد اين شرايط باشد : 1- زاد 2- راحله 3- مخارج افرادي كه واجب النفقه وي باشند 4- هنگامي كه بر گردد ما ل يا دخل و در آمد كافي داشته باشد كه بوسيله املاك يا صنعت و حرفه اي كه تفسير روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن ولله علي الناس حج البيت لام ايجاب و اختصاص است يقال بفلان عليه كذا\ يعني او راست، جز او را نيست. علي الناس: لفظ عام است بر مرد مان شريف و وضيع وفاجر و مومن و كافر، و اگر نه مخصص باشد هر چه اين نام براوافتد از اين جنس داخل بود در او در آيه دليل است بر آن كه كفار مكلف اند به حج لتناول عموم اللفظ لهم. حج البيت : ابوجعفر و حمزه وكسائي خوانند : حج البيت به كسا (حا) در همه قرآن و باقي به فتح (حا) خوانند و هما لغتان الفتح لغة اهل الحجاز، والكسر لغة الباقين. و بعضي اهل سنت گفته اند : الحج بالفتح المصدر و بالكسرالاسم. اصل حج مقصد باشد و درلغت و در شرع همچنين جز كه مخصوص باشد، بالقصد الي مكان مخصوص في ايام مخصوصه الاداء مناسك مخصوصه.
قسمتي از فلسفه هاي حج: حضرت علي ابن موسي الرضا عليه السلام مي فرمايد : نتيجه و ثمره حج : متوجه خدا شدن، طلب زيادي (توفيق و توجه) خروج ازهر نحوه گناهي\ توبه از گذشتگان و تصميم گرفتن برنيك رفتارهاي آينده از ثمرات حج است. ثمره ديگر اينكه : مصرف نمودن اموالي در راه خدا، دچار تعب و خستگي شدند بدن ها، از شهوت لذتها بر كنار شدن نزديك شدن به خدا بوسيله عبادت و خضوع و شكسته نفسي و ذلت، مسافرت در مواقع گرم و سرد و امنيت و خوف... از طرفي هم منافعي به مردم و رغبت به سوي خدا و ترس از پروردگار خاطر نشان آنان خواهد شد،برطرف شدن قساوت قلب ، گستاخي نفوس ، فراموش نكردن ذكر، قطع آمال و آرزو ، تقديم و تجديد حقوق، بركنار داشتن نفس از فتنه و فساد، نفع بردن مردميكه در شرق و غرب زمين و صحرا و دريا باشند، چه حج بجا آورند، يا نياورند، از قبيل تاجر و كاسب و فروشنده و خريدار و مسكين و قضاء حوائج افرادي كه از طرف جهان مي توانند در مجتمع حج شركت نمايند و منفعتي ببرند از نتايج و ثمرات صبح به شمار مي روند.(1)
فصل دوم روايات الامام علي عليه السلام: فيما اوصي عند وفاته: الله الله في بيت ربكم، لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترك لم تناظروا( 1 ) امام علي عليه السلام در وصيت خود به هنگام وفات فرمود: خدا را ! خدا را! در حق خانه پرورگارتان، تازنده ايد آن را وا مگذاريد كه اگر رها شود (از عذاب الهي) مهلت داده نخواهيد شد. عنه عليه السلام : الحج جهاد كل ضعيف( 2 ) حج جهاد هر ناتواني است. عنه عليه السلام : نفقه درهم في الحج تعدل الف درهم. ثواب يك درهم هزينه كردن در حج با هزار درهم برابري مي كند. عنه عليه السلام : الحاج و المعتمر و فدالله و يحبوه بالمغفره. زائر حج و عمره ميهمان خداست و خداوند به او آمرزش هديه مي كند. الامام الصادق عليه اسلام : من ارادالحج فتهيا له فحرمه، فبذنب حرمه.(3) هر گاه كسي بخواهد حج رود و خود را براي اين كار آماده سازد اما موفق به زيارت حج نشود (بداند كه ) به سبب گناهي از اين ثواب محروم شده است. الامام الباقر او الامام صادق عليهما السلام : ان ابراهيم اذن في الناس بالحج فقال : ايها الناس اني ابراهيم خليل الله ان الله امر كم ان تحجوا هذا البيت فحجوه، فاجا به من يحج الي يوم القيامه و كان اول من اجابه من اهل اليمن( 4 ) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 - نهج البلاغه : الكتاب 47. 2 - الخصال : 620/10. 3 - البحار : 99 /9/25. 4 - وسائل الشيعه : 8/4/4.
لامام ال رسول الله (صلّي الله عليه وآله) حجوا اتستفنوا.(1) پيامبر خدا (صلّي الله عليه وآله) حج كنيد تا بي نياز شويد. الامام الصادق عليه السلام : و قد ساله اسحاق بن عمار : اني قد و طنت نفسي علي لزوم الحج كل عام بنفسي او بر جل من اهل بيتي بمالي و قد عزمت علي ذكل؟ فقلت: نعم، قال فان فصلت (ذلك) فايقن بكتز المال و ابشر بكنزه المال.(2) امام صادق عليه السلام: در پاسخ به الحاق بن عمار كه عرض كرد : من خودم را آماده كرده ام كه هر ساله به حج بروم يا مردي از افراد خانواده ام را با هزينه خود م به حج بفرستم، فرمود : آيا براين كار مصمم هستي؟ عرض كردم : آري . فرمود : اگر چنين كني يقين داشته باش كه ثروتت زياد خواهد شد و تو را نويد توانگري ميدهم. الامام زين العابدين عليه السلام : حق الحج ان تعلم انه و فادة الي ربك، و فرار اليه من ذنوبك و به قبول توبتك وقضاء الفرض الذي اوجبه الله عليك.(3) امام سجاد عليه السلام : حق حج (برتو) اين است كه بداني بدان وسيله بر پروردگارت وارد مي شوي و از گناهانت به سوي آن مي گريزي و به وسيله آن توبه ات پذيرفته مي شود و فريضه و تكليفي را كه خدا بر تو واجب كرده است ادا مي كني. الامام علي عليه السلام : و حج البيت و العمرة، فانهما ينفيان الفقر، و يكفران الذنب، ويوجبان الجنة.(4) الامام علي عليه السلام : به جاي آوردن حج و عمره ناداري رااز بين مي برند، گناهان را پاك مي كند و موجب رفتن به بهشت مي شود. رسول الله (صلّي الله عليه وآله) : يا علي ، كفر بالله العظيم من هذه الامه عشرة... و من وجد سعة فمات و لم يحج.(5) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 المحاسن :2/79/1203 2 الخصال : 566/1 3 الخصال : 566/1 4 تحف العقول : 149 5 الخصال :451/56 رضا عليه السلام : علة الحج الوفادة الي الله تعالي و طلب الزيادة والخروج من كل ما افترف وليكون تائبا ممامضي مستانفالما يستقبل و مافيه من استخراج الاموال و تعب الابدان، وخطرها عن الشهوات واللذات...، و مقنعه من في شرق الارض و غربها و من في البر و البحرممن يحج و ممن لا يحج من تاجرو جالب و بائع و مشترو كاسب و مسكين و قضاء حوائج اهل الاطراف و المواضع الممكن لهم الاجتماع فيها كذلك ليشهدوا منافع لهم.(1) الامام علي عليه السلام : الاترون ان الله سبحانه اختبر الاولين من لدن آدم صلوات الله عليه الي الآخرين من هذا العالم باحجار لا تضرو لاتنفع، ولا تبصر و لاتسمع، فجلعها بيته الحرام الذي جعله للناس قياما، ثم وضعه باوعربقاع الارض حجرا و اقل نتائق الدنيا مدرا و اضيق بطون الاودية قطرا، بين جبال خشنة، ورمال دمة و عيون وشيلة، وقري منقطعة لايزكوبها خف و لاحامز ولا ظلف. ثم امر آدم عليه السلام و ولده ان يثنوا اعطا فهم نحوه فصار مثابه لمنتجع اسفارهم، وغايه لملقي رحالهم، تهوي اليه ثمار الاقئده من مفاوز قفار سحيقة و مهاوي فجاج عميقة، و جزائر بحار منقطعة ، حتي يهزوا مناكبهم ذللا،يهوللون حوله، و يرملون علي اقدامهم،شعثا غبرا له، قد نبذو السرابيل وراء ظهورهم و شوهوا بااعفاء الشعور محاسن خلقهم، ابتلاء غظيما، و امتحانا شديدا، واختبارا مبينا، وتمحيصا بليغا جعله الله سببا و وصلة الي جنته . ولواراد سبحانه ان يضع بيته الحرام و مشاعره العظام ، بين جنات و انهار ، وسهل وقرار ،جم الاشجار،داني الثمار،ملتف البني ،متصل القري ،بين برة سمراء ،وروضة خضراء ، وارياف محدقة ،ورياض ناضدة ، لكان قد صغرقدرالجزاء علي حسب ضعف البلاء . ولوكان الاساس المحمول عليها ، والاحجارالمرفوع بها ، بين زمردة خضراء ،ويا قوتة حمراء،ونورضياء،لخفف ذلك مصارعة الشك في الصدور و لوضع مجاهدة ابليس عن القلوب ،ولنفي معتلج الريب من الناس ، ولكن الله يختبرعباده با نواع الشدائد،و يتعبدهم بالوان المجاهد ،ويبتلهم بضروب المكاره ،اخراجا للتكبرمن قلوبهم ،واسكانا للتذلل في نفوسهم ، وليجعل ذلك ابوابا فتحا الي فضله ، واسبابا ذللا لعفوة .(1) امام علي عليه السلام : آيا نمي بينيد كه خداي سبحان مردمان را از زمان آدم عليه السلام تا پايان جهان ، سنگهايي كه نه سود مي رسانند نه زياني و نه مي بينند و نه مي شنوند آزمايش كرد وآن سنگها را خانه ي با حرمت خود ساخت وآن راجايگاه گرد آمدن مردم قرار داد. سپس آن را در سنگلاخترين مكانها و بي گياه ترين نقاط زمين و تنگترين دره ها جاي داد . در ميان كوهها ي خشن و ريگ هاي داغ و چشمه هاي كم آب ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 نهج البلاغه : الخطبه : 192 امام رضا عليه السلام علت حج وارد شدن بر خداي تعالي است طلب كردن ثواب بسيار و بيرون آمدن از همه گناهان گذشته و شروع كردن زندگي آينده از نو، همچنين است خروج كردن اموال و به رنج افكندن بدن و باز داشتن آن از خواهشها و لذتها و (نيز) به منفعت رسيدن كساني كه در شرق و غرب عالمند، در دريا و خشكي اند چه آنان كه حج مي كنند و چه آنان كه حج نمي كنند اعم از تاجر و وارد كننده اعم از تاجر و وارد كننده كالا و فروشنده و خريدار، و پيشه ور و مستمند و نيز برآورده شدن نيازهاي حومه نشينان و جاهايي كه محل اجتماع مردماست. تا سودهايي را كه از آن آنهاست ببينند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 - عيون اخبار الرضا عليه السلام : 2/90/1. الامام الصادق عليه السلام : وقد ساله هشام بن الحكم عن عله الحج و الطواف بالبيت : ان الله تعالي خلق الخلق و امردهم و نهاهم ما يكون من امر الطاعة في الدين، ومصلحتهم من امر دنيا هم، فجعل فيه الاجتماع من المشرق والمغرب ليتعارفوا وليتربح كل قوم من التجارات من بلد الي بلد و ينتفع بذلك المكاري و الجمال، ولتعرف آثار رسول الله و تعرف اجناره و يذكر ولاينسي. ولوكان كل قوم انما يتكلمون علي بلا دهم و مافيها هلكوا و خربت البلاد و سقط الجلب والار باح و عميت الاخبار، وسم يقفوا علي ذلك فذلك علة الحج.(1) امام صادق عليه السلام : در پاسخ به سوال هشام بن حكم از علت حج و طواف كعبه فرمود: خداوند متعال مردمان را بيافريد و آنها را به پيروي از دين و انچه مصلحت دنياشان در آن است فرمان داد و نهي نمود و حج را مايه فراهم آمدن مردم از شرق و غرب عالم و آشنا شدن آنها با هم (و آگاه شدنشان از حال و روز يكديگر) قرار داد و تا بازرگاناني كه از شهري به شهري كالا مي برند سود برند و كرايه دهندگان و شتر داران به فايده ايي رسند و تا آثاراز پيامبر خدا (صلّي الله عليه وآله) شناخته شود و خبرهاي آن حضرت نقل و باز گو شود و از يادها نرود. اگر هر قومي و مردمي (فقط) به شهر و سرزمين خود بسنده مي كردند نابود مي شدند و شهرها ويران مي گشت و در آمدها و سودها آفت مي كرد و خبرها پوشيده مي ماند و كسي از آنها آگاه نمي شدند اين است علت حج. الامام علي عليه السلام : و فرض عليكم حج بيته الحرام الذي جعله قبلة الانام، يردونه ورود الانعام، يالهون اليه ولوه الحمام، و جعله سبحانه علامة ليتواضعهم لعظمته و اذانهم لعزته.(2) امام علي عليه السلام : خداوند زيارت بيت الحرام خود راكه قبله مردمانش كرد بر شما واجب گردايند. آنان همانند چهار پايان (كه بر آب وارد مي شوند) بر آن جا ورا د مي شوند و همچون كبوتران (كه به آشيانه خود بازمي گردند) مشتاقانه به آن جا روي مي آورند. خداوند آن خانه را نشانه اي بر اي فروتني مردمان در برابر عظمت خويش و اعترافشان به قدرت و عزت خويش قرارداد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 علل االشرايع : 405/6 2 نهج البلاغه : خطبه يك. فصل سوم نظرات فقهاء كتاب الهادي الي الطريقة الوسطي في شرح العروة الوثقي قال الله تعالي في كتابه الكريم : ولله علي الناس حج البيت من الستطاع اليه سبيلا و من كفر فان الله غني عن العالمين (آل عمران :97). من اركان الدين الحج. الحج في اللغةعلي معان ،قا ل في القاموس : الحج القصد و الكف و القدوم و الغلبة بالحجة و كثرة الا ختلاف والتردد و قصد مكة للنسك و هو حاج و حجاج و حج . انتهي. و في الشرع عرفوه بتعاريف مختلفه، قال في الحائق : عرفه الشيخ و من بتعه با نه قصد البيت الا داالمناسك المخصوة عنده انتهي. و قال في الشرايع : بانه اسم لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة . انتهي. ثم اعلم آن الحج من اركان الدين كما تضمنه الروايات المرويه في كتب الفريقين كصحيحه زرارة عن ابي جعفر عليه السلام قال : بني الا سلام علي خمسة الاشياء: علي الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولاية و صحيحه الفضيل بن يسار عن ابي جعفر عليه السلام قال : بني الاسلام علي خمس : علي الصلوه والزكاة و الحج الصوم والولاية.(1) و هو واجب علي كل من استجمع الشرائط\ من الرجال و النساء و الخناثي\ بالكتاب والسنة والا جماع من جميع المسلمين بالضرورة. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 رساائل الشيعه با يك از ابواب مقدمه عبادات - حديث كتاب السرائر قال صاحب الكتاب السرائر: الحج في الشريعة هو القصد الي مواضع مخصوصه ،لاداء مناسك مخصوصه عندها ،متعلقة بزمان مخصوص ،وانما قلنا ذلك، لان الوقوف بعرفة و قصدها واجب و كذلك المشعر الحرام و مني فاذا اقتصرنا في الحد علي البيت الحرام فحسب، خرجت هذه المواضع من القصد وهذا لايجوز...(1) ترجمه كتاب السرائر : صاحب كتاب السرائر مي فرمايد: حج در شريعت همان قصد كردن به سوي موضع هاي مخصوص است جهت انجام اعمال مخصوص و اين اعمال مخصوص (مناسك حج) در زمان مخصوص و اين قصد بايد ادامه داشته باشد تا آخر اعمال. همانطور كه در وقوف به عرفه قصد كردن به توقف هم شرط است .(انتهي ترجمه السرائر). كتاب اصباح الشيعه: قال صاحب اصباح الشيعه : الحج قصد بيت الحرام لاداء مناسك مخصوصة، يتعلق بزمان مخصوص و يحتاج الي معرفة اقسامه و شروطه و كيفية فعله و ما يفسره و احكامه. والحج ضربان : مفروض و مسنون فالمفروض: حج الاسلام و حج النذر و العهد و حج الكفارة والمسنون ما عدا ذلك و يفارق الواجب في انه لايجب الا بتداء به ويسا ويه بعد الدخول فيه في وجوب المضي فيه و في سائر الاحكام الا وجوب القضاء له اذا فات. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 السرائر الحاوي التحرير الفتاوي :ح1،ص506. كتاب تبصره المتعلمين في احكام الدين: قال في التبصره: و هي حجة الاسلام و ما يجب بالنذر و شبهه و بالاستيجار والافساد فحجة الاسلام واجبة باصل الشرع مرة واحدة علي الذكور والاناث و الخناثي به شروط ستة: كتاب قواعد الاحكام : قال في القواعد: الحج لغة القصد و شرعا القصد الي البيت الله تعالي بمكه مع ادامناسك مخصوصة عنده، و هومن اعظم اركان الاسلام. و هو واجب و ندب فالواجب اماباصل الشرع و هو حجة الاسلام مرة واحدة في العمر علي الفور و اما بسبب كالنذر و شبهه او بالافساد او بالا ستئجار و يتكرر بتكرر السبب. والمندوب ماعده كفاقد الشروط و المتبرع به ... ترجمه كتاب قواعد: حج در لغت قصد كردن را گويند و در شرع قصد كردن به سوي خانه خداوند تبارك و تعالي در مكه جهت انجام دادن اعمال مخصوص در بيت الله الحرام و حج از بزرگترين ركن هاي اسلام مي باشد. و حج دو نوع است واجب و مستحب كه حج واجب به اصل شرع واجب است كه او را حجة الاسلام گويند و در تمام عمر يك مرتبه واجب نمي شود و واجب فوري است كه به سبب هايي حج واجب، واجب مي شود مثل نذر و شبه نذر و فاسد كردن حج، يا استيجار و مستحب غير اين ها را گويند. (انتهي)
نتيجه: بعد از اينكه تمامي تفاسير را مشاهده كردم و نظرات فقهي تعدادي از فقهاء و علماء را ديدم و روايات ائمه اطهار عليهم السلام را بررسي كردم به اين نتيجه رسيدم كه حج به دليل آيه ي (ولله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا ) واجب مي باشد به اصل شرع و اين حج را كه حجت الاسلام مي گويند در تمام عمر يكبار بيشتر واجب نمي شود و شخص بايد مستطيع باشد كه استطاعت شامل موارد زير مي شود: 1- توانايي مالي براي سفر به حج يا توانايي بذلي. 2- توانايي مالي در اداره زندگي تا بازگشت از حج. 3- توانايي اداره زندگي پس از باز گشت ازحج. 4- توانايي جسمي (يعني قادر بر انجام اعمال ياسفر كردن باشد و گرنه بايد نائب بگيرد). 5- توانايي طريقي (يعني راه بازو امن باشد). 6- توانايي زماني ( يعني وقت كافي براي رسيدن به مكه و انجام اعمال حج داشته باشد) البته قبل از استطاعت شخص بايد بالغ و عاقل هم باشد و همچنين شخص بايد آزاد (حر) باشد و اگر چنانچه قبل از بلوغ و يا عاقل بودن حج بجا آورد كفايت از حجة الاسلام نمي كند و مجزي نيست و بعد در صورت استطاعت بايد دوباره بجا آورد. و بنا بر روايت اگر شخصي عمدا حج راترك كند به دين يهود و نصري از دنيا رفته است. به اميد روزي كه خداوند تبارك و تعالي حج خانه خود را نصيب همه مومنين و شيعيان آقا اميرالمومنين عليه السلام بفرمايد. و من الله التوفيق و عليه التكلان اللهم عجل لوليك الفرج |
||||||
|
+ نوشته شده در
9 Nov 2009ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط سید جعفر موسوی صفوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|